مؤلف مجهول

مقدمه 28

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

( - به مكه ) ، پچيزى ( - به چيزى ) ، پوقتى ( - بوقتى ) ، پخداى ( - بخداى ) ، پنزد ( - بنزد ) ، و غيره . اما با افعال به صورت باى موحده ديده مىشود . نمونه : بدانيد ، بدهيد ، بيابيد ، بيامد ، بنشانم ، بماند ، بنبشتند ، بشد ، بستد ، بكردند ، بنهاد ، بگوييد ، ببنديد ، بگذاشتند ، ببريد و غيره . يادآور مىشود كه در زبان پهلوى تلفظ باء و صلى با باء فارسى است . اگر چه در زبان فارسى به باء عربى مبدّل گشته است . با وجود آن در برخى موارد تلفّظ قديم حفظ شده است . مثلا در « پديد » . يعنى پديد كلمهء مركبى است و پ در اينجا و صلى است نه اصلى . 3 . تقديم باى زايده در نون نفى . نمونه : « گفت تا پوست او پر زر ندهيد بندهم » ( ص 4 ) . 4 . ما [ در هند ] قاعده‌اى داريم كه باى بسيط با اسم و حرف هميشه مفتوح است . اگر با فعل مضموم الاول باشد ، مضموم است و الّا مكسور خوانده مىشود . اما ايرانيان در ميان اسم و فعل تمييزى قائل نيستند و هميشه مكسور تلفّظ مىكنند . در نسخهء ما باء افعال مضموم است . نمونه : « ببر » ( ص 8 ) ، « برخشدى » ( ص 8 ) ، « بباش » ( ص 62 ) . 5 . در سراسر نسخه كلمهء « نوشتن » به صورت « نبشتن » آمده است . 6 . حرف تاء در يك مورد به طاء مبدّل گشته است . يعنى تلخ را طلخ نوشته است . 7 . در بعضى موارد حرف تاء حذف شده است . مثلا « سخت‌تر » را « سختر » نوشته است . ج / چ 1 . درمورد حروف ج و چ نيز مانند ب و پ همان تمييز و علامت رعايت شده است . 2 . به جاى سه نقطهء حرف چ از علامت استفاده شده است ، و كلمات « آنچه » را « آنچ » ، « از انچه » را « از انچ » ، « ازيرا چه » را « ازيرا چ » ، « هرچه » را « هرچ » ،